آفوك âfuk = هيچ
به كسي كه هيچ مال و منالي ندارد مي گويند ׃ آفوكم نداره
آدرشكو âderešku
1- احساس لرز در موقع سرما يا تب 2-احساس لرزش بدن در موقع تنفر و انرجار ( چندش)
آدرشكومون شد = سردم شد . لرزيدم
آدريمون âderymon
لُخت ، عريان . بي پول بيسرمايه ، گدا و حقير ، سرگردان . بي كس و كار
آدور âdur
خار ، بوته هاي كوتاه و نوك تيزي كه در فصل بهار گلهاي ريز و قشنگي دارند و در اطراف كرمان زياد مي روييده و هيچ چيز مانع رشد تكثيرشان نمي شود و حتي از زير آسفالت و سيمان هم جوانه مي زدند . آدوري باغين خيلي مشهور بوده است و كشاورزان باغين بعد از رشد كامل بوته آن را از روي خاك مي بريدند و تخم هندوانه ي خيسي را در ميان ساقه مي گذاشتند . اين دانه با گرفتن آب از ساقهي آدور رشد كرده و مي گويند هندوانه شيرين و آبداري هم از آن به عمل مي آمده است ( باغين يكي از روستاهاي نزديك كرمان – 25 كيلومتري جاده سيرجان كرمان )
آ تيرت â tirt
آي زكي . لفظي كه دلالت بر تحقير . مسخره كردن مي نمايد . آ تيرك âtirk يا otirt هم مي گويند
آراگيرا ârâgerâ
آرايش كامل ، كه در قديم لوازم آن هفت قلم بوده و عبارتند از 1 – سرخاب 2- سفيداب 3- رنگ ( وسمه ) 4- سورمه 5- حنا 6- روناس 7 – ختات
آبداغو âbdâqu
غذاي فقيران بوده است . پيازي را در كمي روغن تف مي داده و زرد چوبه و فلفل و نمك مي ريختند ( اگر داشتند مقداري هم سيب زميني در ان خورد كرده ) و پس از جوشيدن نان در آن تريد كرده و مي خوردند . به آن آبپيتو âbpitu هم مي گفتند . كسانيكه اين همه را نداشتند ، فلفل زيادي در روغن سرخ مي كردند و پعد آب مي ريختند و نمك و پس از جوشاندن با نان مي خوردند كه به اين آب فلفلو âbfelfelo مي گفتند .
آب گرَمو âb garmu
همان اشكنهي تهراني ها كه وقتي خيلي چرب و پر روغن باشد به آن آبگرمو ميرزايي مي گويند .
آب گوشت مُتنجنه âbgušte motanjene
آبگوشتي كه علاوه بر نخود و سيب زميني و لوبيا ، مقداري برگهي هلو ، برگهي زردآلو ، آلو ، كمي خرما خشك (خرما خصب ) ، مغز گردو ، ترخون ، گوجهي خشك و شنبليله و مقداري روغن و ادويهي معطر به آن اضافه مي نمايند .به آن آبگوشت امام حسيني هم مي گويند .
۱۳۸۶ اردیبهشت ۲۳, یکشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر