۱۳۸۶ اردیبهشت ۲۳, یکشنبه

بعضی رسم رسومات ماه رمضان

طريقه‌ي بيدار كردن مردم براي سحري خوردن
1 - بعضي از مردم كه توانايي آن را داشتند ، از ساعاتي قبل از سحر ، طبل بزرگي بر پشت شتر گذاشته ، خودشان هم سوار مي شدند و با حركت ملايم شتر در كوچه ها مي‌گشتند و با زدن ضربه هاي محكم و يكنواخت بر طبل مردم را بيدار مي كردند . اين كار تا طلوع آفتاب ادامه داشت .

2 - خانم مويد محسني در كتاب فرهنگ عاميانه سيرجان نوشته اند كه : هنگام سحر عده‌اي چراغ دستي (‌فانوس ) به دست گرفته ، در كوچه ها راه مي‌رفتند و در منازل را مي‌زدند و از پشت در باصداي بلند به صاحب‌خانه مي‌گفتند

رمضوون اومده مهمونش كنين گاو و گوساله به قربونش كنين
گاو گوساله نباشه خروس يه ساله به قربونش كنين
خروس يه ساله نباشه ماهي پَن (‌پنج ) ساله به قربونش كنين

3 – همسايه‌ها نيز اين كار را با كوبيدن ضرباتي بر ديوارهاي مشترك ( تيغه هاي نازك ) كه اصطلاحا به آن پي‌كوفتن مي‌گفتند و يا با ريختن آب از روي پشت بام در منازل اقدام به بيدار نمودن خفتگان مي كردند .

4- بانگ خروس
خروس در شب سه مرتبه مي خواند : مرتبه اول ، نيمه شب . مرتبه دوم ، ساعتي بعد از نيمه شب و مرتبه سوم ، سحر . براي همين بعضي از خانواده ها ، خروس را در گنجينه‌ها يا بخاري هاي ديواري حبس مي كردند تا با صدايش از خواب بيدار شوند
در اكثر شهر‌هاي ايران ، وجود خروس را در خانه خوش‌يمن مي دانستند . مخصوصا خروس سفيد چل‌تاج كه نشانه خير و بركت است و هركس صاحب خروس سفيد چل تاج بود مي‌گفتند پريان و جنيان بد به خانه اش نمي آيند . افسانه اي هم درباره خروس سفيد در بين مردم رايج است كه گويند : در عرش الهي خروس سفيد و بزرگي وجود دارد كه دمادم سحر و اذان صبح چشمانش را بر روي هم مي گذارد ، بال‌هايش را بر هم مي‌زند و با صداي بلند اذان مي‌گويد . صداي اذان آن خروس كه به گوش خروس‌هاي زميني مي‌رسد ، همه‌ي خروس‌ها به تقليد از خروس عرش شروع به خواندن مي كنند . مردم را از وقت سحر با خبر مي كنند .
مردم دماوند مي‌گويند : خروس شب‌هنگام پنج مرتبه ، نيم ساعت به نيم ساعت مي‌خواند و در اصطلاح به هر نوبت خواندن يك پنجمي گويند . پنجمي اول زنان خانه را از خواب بيدار مي‌كند تا مشغول پختن سحري شوند . پنجمي دوم ، سماور زغالي را آتش مي‌زنند . پنجمي سوم همه‌ي اعضا خانواده بيدار مي شوند و سحري مي‌خورند . پنجمي چهارم ، چاي مي خورند و دهان مي‌شورند . پنجمي پنجم . از اين لحظه به بعد ديگر حق خوردن ندارند و در همين هنگام صداي اذان بلند مي‌شود
5 – بعضي از مردم معتقد بودند ، اگر در هنگام خواب با انگشت بر روي زمين ضربه بزنند و بگويند :
« اي زمين گناه من به گردنت سحر بيدارم كن » و يا اي زمين گناه مفتش و گمركچي به گردنت ، سحر بيدارم كن » زمين انها را بيدار خواهد كرد .
6- بعضي به نيت اينكه موقع سحر از خواب بيدار شوند ، شب قبل از خواب سوره ياسين و طه را مي خواندند و از خدا مي خواستند كه سحر بيدار شوند
7- زدن نقاره
تا سي، چهل سال قبل براي بيدار كردن مردم از صداي نقاره استفاده مي‌كردند . نقاره دو مرتبه به صدا در مي امد . يك مرتبه قبل سحر براي بيدار شدن و مرتبه دوم چند دقيقه قبل از اذان و هر مرتبه هم نيم ساعت نقاره مي‌زدند .
8 – بوق حمام
حمام هاي قديمي بوق‌هايي برنجي داشتند كه براي اعلام شروع و پايان كار حمام بوق را به صدا در مي‌آوردند . در ماه رمضان هم اغلب حمام‌ها سحر و افطار ، با زدن بوق مردم را خبر مي كردند
9- توپ در كردن
از زماني كه توپ به ايران آمد يكي از وسايلي كه براي بيدار كردن مردم در سحر و اعلام وقت به كار مي‌رفت توپ در كردن بود . در اين توپ عوض گلوله ، از كهنه و پارچه استفاده مي كردند و آنقدر سمبه مي‌زدند تا فشرده شود . بعد فتيله را به باروت توپ وصل مي‌كردند و آتش مي‌زدند با انفجار باروت كهنه‌هاي فشرده شده به بيرون پرتاب و باعث ايجاد صدا مي شد
10 - مناجات
بسيار از مردم با صداي مناجات هايي كه يكي دوساعت مانده به سحر از گلدسته هاي مسجد و پشت‌بام خانه‌ها بلند مي شد از خواب بيدار مي‌شدند . مناجات‌ها اغلب سوره‌ي والفجر بود و دعاهايي از مفاتيح‌الجنان ويا مناجات نامه عبدالله انصاري .
چند مناجات كه عموميت داشت :
شب خيزكه عاشقان به شب راز كنند گرد در بام دوست پرواز كنند … ياالله
هر جا كه دري بود به شب در بندند الا در دوست را كه شب باز كنند … يا الله

۞۞۞
اي‌ آن‌كه به ملك خويش پاينده تويي در ظلمت شب ، صبح نماينده تويي … يا الله
درهاي اميد به رخم بسته شده بگشا خدايا ، كه گشاينده تويي … يا الله

۞۞۞
اي ذات تو بر كل ممالك شده فرد سر در خط بندگيت داده زن مرد … ياالله
گر جمله‌ي كائنات كافر گردند بر دامن كبريات ننشيند گرد … ياالله

۞۞۞
يارب زكرم بر من دل ريش نگر تو محتشمي بر من درويش نگر … ياالله
شايسته درگهت ندارم چيزي بر من منگر بر كرم خويش نگر … ياالله

۞۞۞
در هر سحري با تو همي گويم راز در حضرت تو همي كنم راز و نياز … ياالله
بي منت بندگانت اي بنده نواز كار من بيچاره‌ي در مانده بساز … ياالله

ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست: